سفارش تبلیغ
صبا ویژن

حقیق

صفحه خانگی پارسی یار درباره

باران

    نظر

باز باران با ترانه،میخورد بر بام خانه،

یادم آمد کربلا را ، دشت پر شور وبلا را ،

گردش یک ظهر غمگین، گرم و خونین ،

لرزش طفلان نالان، زیر تیغ و نیزه هارا ،

با صدای گریه های...بیشتر کودکانه ،

و ندر این صحرای سوزان ، میدود طفلی سه ساله ،

پر ز ناله ،دلشکسته ، پای خسته ...

باز باران ، قطره قطره ، می چکد از چوب محمل ،

آخ باران! کی بباری بر تن عطشان یاران،

آخ باران! کی بباری بر تن عطشان یاران،

تر کنند از آن گلو را ، آخ باران ... آخ باران